ناتمام

1)"الذین اتیناهم الکتاب،یعرفونه کما یعرفون ابنائهم و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون"

آنها كه كتابشان داده‏ ايم، او (پيامبر) را همان گونه می شناسند كه پسران خود را، ولى گروهى از آنان با اين كه حق را می دانند آن را كتمان می ‏كنند.

بقره/146

من سر و کله می زنم این روزها،این آخرین روزها را با مصادیق این آیه.

حالم،حال آشفته ام هم مال همین است،به خودم می گویم از این جا که بیرون بیایم، تمام می شود.مساله این جاست که مطمئن نیستم به این گفته ام.

2)باید از بچه های مدرسه یک معذرت بزرگ بخواهم.معذرت بابت این که همان سال تحصیلی پیش،همان وقت که اولین جرقه های نفاق را دیدم،همان وقت که ملاک هایشان را برای ثبت نام شنیدم،باید از این جا می رفتم.نه حالا.که آن قدر وابسته شده ایم که این جدایی ناممکن می زند...

پ.ن:این پست ناتمام است...


شده است تا به حال، زندگی ات عین یک پله برقی رو به پایین شود که تو باید ازش بالا بروی؟

مثل زندگی حالای من؟

لوس بازی

حرصم می دهند دختر ها و خانم هایی که با شعار زنده نگه داشتن کودک درون،لوس و بچه گانه حرف می زنند و روی موبایل هایشان عکس برگردان های احمقانه ی صورتی و قرمز می چسبانند!

حالا اگر به یکی شان بگویی به احترام کودک درونت در یک مهمان تی شرت خرس دار بپوش،عمرا اگر بپذیرد!

دیروز رفتم توی 24.

تولدم مبارک.

مثل هر سال.

:)