سال به سال
امسال بر خلاف خرداد سال پیش،نه شب ها الله اکبر گفتم،نه هر جا نشستم بحث سیاسی کردم،نه خودم را به در و دیوار زدم که حقانیت کسی را ثابت کنم...
نشستم سر میزم،روبروی یادگاری ای که در جشن فارغ التحصیلی فیزیک،امسال بهمان دادند و
فقط درس خواندم !
خودم هم خیلی از خودم تعجب می کنم!به هر حال این همه منطق گرایی (که تا حالا ذره ایش هم در وجودم نبوده!) یا تاثیرات زیر یک سقف زندگی کردن با علیرضای عزیز است یا فکر همان تصویر استادمان که بالای میزم نشسته و دارد بهم لبخند می زند...
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 16:12 توسط طهرونی
|
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم و آسودگی ما عدم ماست